{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

KMI V

part three

کیم‌وی

ات: نمیدونم شاید تاثیر دوستی با تو جوجه، دارم مثل تو خل میشم....
شین هه: آره قبول دارم، صبرکن چی گفتی؟!!! میکشمت خرگوش زشت
ات: به قیافه قرمز شده شین هه نگاه کردم با آخرین سرعت به سمت کلاس دویدم.
ات:
وقتی رسیدیم کلاس مثل همیشه منو شین هه رفتیم ردیف آخر نشستیم تا از دید مستقیم معلم در امان باشیم.
نمیدونم چه کسی درس اختراع کرد با اینکه نمراتم قابل قبول اما واقعا هیچ لذتی برای من درس خوندن نداره.
دو ساعت کلاس زبان انگلیسی واقعا شکنجه ترین لحظات زندگیم چون من واقعا یک کلمه هم نمیفهمم.
همینطور که منتظر بودیم آقای چو بیاد تا درس مزخرفش با صدای تو دماغی توضیح بده، دفتر طراحی عزیزترازجانم درآوردم تا خیره کننده ترین تصویری که امروز دیدم بکشم...
همیشه همینطور بود وقتی چیزی رو دوست دارم تا داخل این دفتر نکشم نمی تونم از فکرش بیام بیرون ...
پس شروع کردم به کشیدن اون چشمای یخی البته حالا که بیشتر فکر میکنم یخی نبود رنگ طوسی روشن با رگه های آبی بود واقعا زیباترین چشمی بود که تا الان دیدم...
سمت ما و گفت: بچه ها یه اتفاق خیلی مهم افتاده که باعث افتخاره مدرسه هیوسانگ هست، افراد پک ماه آبی به زودی به مدت یک هفته شمارو به یک اردوی آموزشی می برند تا از میان شما افراد مناسب رو جهت ملحق شدن به گروه انتخاب کنند.

این اولین بار که خود گروه پک آبی درخواست دادند تا از میان دانش آموزان سال آخر ما افراد جدید انتخاب شوند. پس از همه میخوام که این فرم ها رو پر کنید و به من تحویل بدید.
همه میتونند در این اردو شرکت کنند

حرفای آقای چو تمام شد و جیمی مبصر کلاس فرم هارو بین بچه ها تقسیم کرد.

بنظرم بلاخره مدرسه داره هیجان انگیز میشه آخه فکرش بکن پک آبی خفن ترین پک که تمام افراد اون مهارت های خارق العاده ای دارند و البته همه ی این ها بخاطر رهبر پک کیم وی هرچند که اعضای پک و رهبر ندیدم ولی همیشه تو هر گوشه از شهر میتونی آوازه ی پک ماه آبی و داستان هاشون رو بشنوی.

با ذوقی فراوان فرم رو پر کردم

فرم هارو تحویل آقای چو دادیم و با شین هه از کلاس زدیم بیرون تا زودتر بریم سلف و دلی از عزا دربیاریم.

شین هه چی بخوریم دارم از گشنگی هلاک می شم
_ نظرت بادساندویچ مرغ چیه ات جونم؟
عالیه حالا که پیشنهاد دادی برو تو صف منم میرم یه جای خوب پیدا می کنم
_ خیلی خری خرگوش تنبل
منم دوست دارم جوجه

شین هه رفت تو صف منم رفتم کنار پنجره که رو به زمین فوتبال بود و فضای سبز پشت چمن ویو خوبی را نشان می داد نشستم.

کمتر از 1 ماه تولدم بود و 18 سالم میشد.

گنده نیستم ولی از بچگی ورزش میکردم و هیکلم خیلی رو فرم

_بیا خرگوش زشت خوبه جای خوبی انتخاب کردی وگرنه این ساندویچ میکردم تو ما تحتت....

او شین هه عزیزم من هیچوقت ناامیدت نمی کنم میدونستم خوشت میاد از این ویو، پا تیز کردم تا کسی نیومده مکان مون رو دریابم
دیدگاه ها (۸)

KIM V

KIM V

KIM V

KIM V

KIM V

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط